در اولین تصاویر، هد صحنه را تنظیم می کند و شخصیت خود را (نوعی ربات نیمه فرزند، با دم دایناسور) به شیوه ای نسبتاً کلاسیک، در فضایی که به طور مبهمی یادآور دنیای مانگای اول است، ارائه می دهد. اما ما به سرعت متوجه می شویم که چیزی در عمل اشتباه است. این، با تمرکز بر روی ربات، بدون توضیح، منظره فرآیندهای تبدیل (بلع، تخلیه، دمیدن، تقطیر، و غیره) را جمع آوری می کند، که تکرار یا پاسخ به یکدیگر در پژواک، تاکید بر ایده دایره ای، تا زمانی که آخرین تصاویر بر روی تصاویر در آغاز حلقه. بنابراین نوعی رقص است که تقریباً هیپنوتیزمکننده است و نماد آن میتواند نشانه سنتی آرایشگران آمریکایی باشد (صادرات شده به ژاپن، جایی که ما با آن زیاد برخورد میکنیم)، همانطور که در فیلم به طور گذرا نشان داده شده است: استوانه مارپیچ. اگر این رقص فوراً قابل درک نیست، به این دلیل است که هد پر از جزئیات کوچک است که توجه را به خود جلب می کند و گواهی بر لذت نویسندگان از ایجاد یک جهان کارتونی ترکیبی، آغشته به ابداعات آغاز کمیک است. تقریباً میتوان گفت که هد تلاقی بین سفرهای کمیک انتزاعی جورج هریمن و مانگای اوسامو تزوکا است - کرازی کت با ربات کوچک آسترو ملاقات میکند. به این ارجاعات در Head ترکیبی بین طراحی دستی (که در تیتراژ ادعا شده است) و انیمیشن دیجیتال اضافه شده است. اشیاء نرم و اشکال تیز و ارگانیکو مکانیکی، رنگی یا سیاه و سفید، تقسیم، تقاطع و ایجاد یک جهان خیالی و بازیگوش. Head در واقع یک بازی گرافیکی است، اما نه یک بازی بسته: یکی از بازی هایی که امکان اختراع مجدد نقاشی را به اشتراک می گذارد. یک فیلم کوتاه انیمیشن دیگر از کارگردانان بیگ بنگ داگ را کشف کنید از فیلم سوال کنید: سر داستان، موضوع را درک کنید، حساسیت خود را بیان کنید و تفکر انتقادی خود را تمرین کنید. یک فیلم کوتاه بسیار بدیع با گرافیک رنگارنگ، عجیب و غریب و سورئال. درهای جادویی که به قهرمان اجازه می دهد تا از راه دور خارج شود، کودکان را رویاپردازی می کند. جهانی رویایی و پیامهای متعددی که معنای آن برای مقایسه با آثار تصویری سوررئالیستی مانند سالواتور دالی، ماکس ارنست یا حتی رنه ماگریت پنهان است. سوررئالیستها در جستجوی جهانهای زیباییشناختی جدید، از ناخودآگاه و رویاهای خود سرچشمههای دنیای خیالی و رویایی جدیدی را استخراج کردند، بدون اینکه بهویژه به دنبال تفسیر آنها باشند. این فیلم میتواند فرصتی باشد برای کشف این جهانهای رویایی بدون نیاز به توضیح آنها. آغازی برای رویاپردازی و آفرینش. 1 شخصیت اصلی کیست؟ یک سگ 2 از چه جاهایی عبور می کند؟ یک فضای خالی سیاه، یک در و سپس یک نردبان که از میان ابرها به یک تخته غواصی منتهی می شود. سگ در یک کاسه سوپ شیرجه میرود و روی میز یک رستوران ژاپنی فرود میآید. چاپستیک، سوشی، ادامame (لوبیا سویای ژاپنی) عناصری هستند که به شما اجازه می دهند بفهمید که این یک رستوران ژاپنی است. در هواپیما و سپس دوباره در رستوران. یک موشک در فضا و سپس یک قطار ژاپنی (میتوانیم متن را در قطار ببینیم. ایستگاه شیبویا (یکی از بزرگترین ایستگاههای توکیو). ساختمانها، مطمئناً در توکیو، سپس فضای داخلی یک آپارتمان. یک خیابان. 3 شخصیت اصلی چگونه حرکت میکند؟ او از در به در از راه دور منتقل میشود. 4 بقیه داستان را تصور کنید. پاسخ جهانی خیالی بعدی چه خواهد بود؟
درک داستان و موضوع، بیان احساسات و پرورش تفکر انتقادی.
1Qui est le personnage principal ?
Un chien.
2Quels lieux traverse-t-il ?
Un espace vide noir, une porte puis une échelle qui mène, à travers les nuages, à un plongeoir. Le chien plonge dans un bol de soupe et atterrit sur une table dans un restaurant japonais. Les baguettes, les sushis, les edamame (fèves de soja japonaises) sont les éléments qui permettent de comprendre que c'est un restaurant japonais. Dans un avion puis à nouveau dans le restaurant. Une fusée dans l'espace puis un train japonais (on distingue le texte dans le train. La gare de Shibuya (l'une des plus grandes gares de Tokyo). Des immeubles, certainement à Tokyo, puis l’intérieur d'un appartement. Une rue.
3Comment se déplace le personnage principal ?
Il se téléporte de porte en porte.
4Imaginez la suite de l'histoire. Quel sera le prochain monde imaginaire ?
Réponse ouverte / débat